چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)

[ad_1]

برترین ها – امیررضا شاهین نیا: سلامی دوباره خدمت همه شما عزیزان و همراهان مجله اینترنتی برترین ها. مثل همیشه با گزیده ای از فعالیت چهره ها در شبکه های اجتماعی در روزهای گذشته در خدمتتان هستیم. از این که امروز هم ما را انتخاب کرده اید بسیار سپاسگزاریم.

شروع می‌کنیم با آرزوی موفقیت برای بچه های تیم ملی تکواندوی بانوان که دارد خودر را برای مسابقات جهانی آماده میکند. کیمیا علیزاده و دوستانش رقابت های سختی برای تکرار عناوین ارزشمند خود دارند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


بهاره رهنما با  این استوری روز “چشم رنگی” ها را به خودش و بقیه چشم رنگی ها تبریک گفته است. از مادربزرگش هم بابت رنگ چشمانش تشکر کرده است. با این که این روز ناگهان از کجا پیدایش شد و داخل تقویم افتاد کاری نداریم، مشکلمان این جاست که مگر قهوه ای و عسلی و سایر رنگ های غیر از سبز و آبی، رنگ نیستند؟! پس چه مفهومی دارد که به آن ها “چشم رنگی” نمی‌گویند؟!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


پریوش نظریه با عکسی مربوط به روزهای جشنواره کپشنی کوتاه در مورد محیط زیست نوشته، این یعنی عصری جدید در موضوع گودرز و شقایق!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


گریم باحال زوج همیشه عاشق، نیما فلاح و سحر ولدبیگی در کار جدیدشان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


احوال پرسی عجیب محسن چاوشی با این عکسی که در پیاده رو های خارج گرفته شده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


الهام کردا در حال لذت بردن از خوشی های دیگران در یک کافه.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


ورود قهرمانانه خانم افسانه پاکرو به حوزه تعلیم دروس زندگی و دریافت لقب “استاد” را به ایشان و ملت بزرگ ایران تبریک عرض می‌کنیم.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


لیانا خانم دخترک مهناز افشار در آغوش عمو ایرج طهماسب. لیانا بی شباهت به نفس دختر پژمان بازغی نیست.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


جشن تولد همایون شجریان عزیز در جمع پورناظری های هنرمند. تبریک دوباره به این خواننده کاردرست.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


سلفی عمو پورنگ در کنار خواهرزاده اش به همراه خاطره ای جالب از دوران کودکی های او. خدایی “دایی داریوش” اصلا به داریوش فرضیایی نمی اید. دایی داریوش به کسی می آید که حداقل چهارده سال حبس کشیده باشد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


اشکان دژاکه، مسعود شجاعی و رضا قوچان نژاد در حال زدن چای ترکی به رگ، در یکی از کافه های استانبول.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


بنیامین و خانوده اش در جشن تولد شایلی خانم، مادر خانواده.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


نازنین بیاتی هم کماکان در ایتالیاست و هر روز سلفی های جدیدی از زیبایی این کشور به اشتراک می‌گذارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


نیوشا و آریا، دو کوچولوی خوردنی و فوق العاده دوست داشتنی سریال “بچه مهندس” که در ماه مبارک رمضان هر شب از شبکه دو سیما پخش میشود. سریالی به کارگردانی علی غفاری و بازی خوب بهناز جعفری و ساناز سعیدی.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


آزاده زارعی در حال حاضر دیوانه ی اوست و نمی‌داند هر دو جهانش را چه کند. به یاری اش بشتابید.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


سوال روز: کودک خرسوار کیست و در حال حاضر چه کاره است؟

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


پیکی بلایندرزِ وطنی. فقط در هدف گیری مشکل دارند و اطلاعات و آمار رفت و آمد سوژه ها از آسمان به دستشان میرسد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


هر چقدر بگوییم این گونه سلفی ها اصلا جالب نیست و ارزش لایک گرفتن ندارد، خودمان را خسته کرده ایم. این عشق لایک ها بخاطر لایک آدم هم میکشند چه برسد به این بی اخلاقی های ریز.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


داریوش ارجمند، الهام حمیدی و بانو ثریا قاسمی در یک جشن خیریه. از چهره الهام حمیدی مشخص است از آن جشن هایی بوده که حسابی اشک میهمان ها را در آورده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


وقتی این پست پیشکسوت های ما باشد چه انتظاری از جوانان این فوتبال داریم؟!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


سلفی علیرضا نیکبخت با رفیق با معرفتش. متاسفانه به نظر میرسد که امسال سال مُد بودن عینک های گنده و عجیب است. باید بسوزیم و بسازیم.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


مهتاب بانوی سینما.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


برای خواندن کپشن های عمار تفتی باید یک جلد فرهنگ معین کنار دستمان باشد، یک جلد هم دایره‌المعارف المنجد!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


سلفی رامین پرچمی و فاطمه گودرزی که پس از سال ها با یکدیگر دیدار کرده اند، موضوعی که مطمئنم هیچ اهمیتی برای هیچ کسی ندارد، ولی خب سوژه کم است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


نکته عکس: اگر هم خواستید حین رانندگی سلفی بگیرید، حواستان به رانندگی باشد و دوربین را گاه نکنید.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


کارهای عمرانی و ساختمانی خود را به مینا نوروزی فرد بسپارید. هر شبانه روز یک طبقه به سازه شما اضافه میکند، در شهرداری هم آشنا دارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


یعنی احمدرضا عابدزاده و حمید استیلی خواهران منصوریان را هویج هم حساب نکرده اند. نمیدانم چه اصراری داشتند به گذاشتن این سلفی :))

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


تعریف و تمجید برزو ارجمند از استاد محمد کاسبی که در سریال “سر دلبران” با هم همبازی هستند. آرزوی سلامتی داریم برای همه ریش سفید های سینما مخصوصا جناب کاسبی.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


ممنون از روشنک عجمیان که از بانو شهلا ریاحی یاد کرد و باعث شد ما نیز از ایشان یاد کنیم. عکسی زیبا با بک گراندی از تمامی هنرنمایی های ماندگار ایشان در طول تاریخ سینمای یاران.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


این روز ها هر کسی با ایرج طهماسب عکس نگذارد مجوز بازیگری اش باطل میشود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


شراره رخام و مریم خدارحمی در تیم فوتسال بانوان هنرمند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


سارا و نیکا، کمی قبل از استارت پروژه پایتخت ۱٫

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


آرمین جان همین که چیز ناله نخوانی و در ترانه ها داد و هوار راه نیاندازی ما راضی هستیم، نیازی به ایده های نو و جدید نیست.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


اردشیر رستمی، بهروز خان بقایی، متین ستوده و همکار عزیزشان، مجریان برنامه ای جدید به نام “هزار داستان” هستند. بنظرم به اندازه کافی برای این برنامه مجری در نظر گرفته نشده است و محض احتیاط علی ضیا را هم روی نیمکت ذخیره ها بگذارندتا  در مواقع لازم بیاید داخل برای وقت تلف کردن.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


رضا گلزار هم قرار است مجری یک برنامه تلویزیونی باشد. مگر اینکه اینگونه آمار مخاطبین تلویزیون افزایش پیدا کند. محتوای برنامه هم این خواهد بود که خانم های خارجی را به برنامه خواهد آورد تا بگویند “بابا هوشگله”.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


فقط مانده بود بهاره رهنما به ما ادبیات یاد بدهد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


برای اولین بار است که یک نفر برای یک ساختمان از پسوند جان استفاده میکند! السا خانم مراقب باش زیادی وابسته اش نشوی، چون بالاخره ویزایت به پایان خواهد رسید و بازگشتی در کار است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


امروز هفتمین سالروز پرواز ابدی زنده یاد ناصر حجازی اسطوره تکرار نشدنی فوتبال ایران است. فرهاد مجیدی هم به همین مناسبت این پست را گذاشته است. روحش شاد و یادش مانا که اینگونه هم هست.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


علی قویدل کارگردان سینما آن قدر به سهراب سپهری شباهت دارد و این موضوع را به وی گفته اند که دست به کار شده و دارد یک فیلم سینمایی به نام “رویای سهراب” در مورد این شاعر نامی کشورمان می سازد و احتمالا خودش نقش سهراب را ایفا خواهد کرد. بهاره کیان افشار هم در این پروژه حضور دارد.

به پایان مطلب امروز رسیدیم. با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه شما عزیزان، به خداوند بزرگ و منان میسپاریمتان. خدا یار و نگهدار.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۲)


مثل همیشه منتظر نکات پیشنهادی و انتقاداتتان هستیم. چه از طریق گذاشتن نظرات زیر همین مطلب چه از طریق ایمیل info@bartarinha.ir. برای ارتباط با نویسنده مطالب هم می‌توانید با حساب کاربری amirrezashahinnia در اینستاگرام ارتباط برقرار کنید.

با سپاس از همراهی تان

[ad_2]

آرسن ونگر؛ مردی که زیاد می‌دانست، و شاید هم کم

[ad_1]

هفته نامه چلچراغ – جلال امانت: برای هواداران فوتبال در ایران که فوتبال را از طریق پخش مستقیم بازی ها از شبکه سوم سیما آغاز کرده اند، باشگاه آرسنال انگلستان از آغاز فقط با یک نام پیوند خورده است؛ آرسن ونگر. او ۲۲ سال تمام به نیمکت آرسنال چسبیده بود. در روزهای پرفروغ و در روزهای غم آلود. در روزهایی که آنها بزرگترین باشگاه های اروپایی را با شکست های تحقیرآمیز بدرقه می کردند تا روزهای سخت شکست های سنگین فراموش ناشدنی برابر رقبای دیرینه. حالا هم تصور نیمکت آرسنال بدون آرسن ونگر دشوار است و هم تصور او روی یک نیمکت دیگر. مطمئنا دلمان برای او تنگ خواهد شد، اما این آنقدرها هم امتیاز بزرگی نیست. پس از ۲۲ سال دل مان برای هر کس دیگر هم تنگ می شد. سوال این سوال که چه چیز آرسن را از «هر کس دیگر» متمایز می کند؟ یا به عبارت دیگر در هر گوشه از جهان دل مان برای چه چیز آرسن ونگر تنگ خواهد شد؟

بدرود آرسن ...

۱٫ در انگلستان

ونگر: خط شکن

به لطف امیر حاج رضایی و برنامه های متعدد بررسی فوتبال اروپا در شبکه های مختلف، تلویزیونی، امروز دیگر بعید است کسی آن جمله قدیمی شنکلی درباره مهمتر بودن فوتبال از مسئله مرگ و زندگی در انگلستان را نشنیده باشد. روایت طولانی و کم و بیش خسته کننده تاریخچه پر تنش روابط میان چهار اتحادیه فوتبال بریتانیایی و فیفای تازه تاسیس هم برای بیشتر طرفدارانه فوتبال چیز تازه ای نیست. برای سال های طولانی، یعنی دقیقا تا همین ۳۰ سال پیش بریتانیایی ها معتقد بودند ورزش فوتبال به آنها بدهکار است. آنها خود را پدربزرگ این رشته ورزشی قلمداد می کردند و خود را در آن صاحب حق آب و گل می دانستند.

آرسنال یکی از قدیمی ترین و از هر لحاظ سنتی ترین تیم های انگلیسی محسوب می شد. تیم اصیل شمال لندنی صاحب یکی از آن شجره نامه های مطول انگلیسی بود که در آن حداقل دو نفر از مفاخره مکتب مربیگری بریتانیایی درخشیده بودند؛ هربرت چپمن در سال های دور و جورج گراهام با بردهای یک بر صفر معروفش. همیشه شایعات یا حقایقی درباره علاقه دربار انگلستان به این تیم بر سر زبان ها بود. درست در همان دوره آرسنال تقریبا شاکله اصلی دفاعی تیم ملی انگلستان و یکی از بهترین مهاجمان آن را در اختیار داشت.

ونگر مسلما چیزی بیش از تغییر در سبک تغذیه و تمرین ها را به انگلستان برد. او اجازه داد هوای تازه ای وارد محیط بسته فوتبال انگلیسی شود. مربیان خارجی بعدی انگلستان، از خوزه مورینیو گرفته تا روبرتو منچینی و پپ گواردیولا و دیگران، کم و بیش باید حضور خود را مرهون موفقیت درخشان هونگر در کسب دوگانه در همان یکی دو سال ابتدای حضور در آرسنال بدانند. تیم چند ملیتی ونگر بود که به انگلیسی های متفرعن ثابت کرد فوتبال چیزی بیشتر از بردهای یک – صفر جورج گراهام و قهرمانی های تکراری النکس فرگوسن است. ونگر فوتبال انگلستان را با جهان آشتی داد.

بدرود آرسن ...

۲٫ در اروپا

ونگر: فوتبال سوسیالیسم

یک کلیشه قدیمی درباره آرسن ونگر: داشتن مدرک دانشگاهی اقتصاد که سبب دیدگاه خاص اقتصادی او شده است. احتمالا یکی از تکراری ترین و بی معناترین کلیشه ها درباره نگرش اقتصادی خاص او. بعید است مدرک دانشگاهی ونگر غیر از این که باعث می شود او از نظر کلاس و منش مربیگری با خیل مربیان سنتی متفاوت باشد (فراموش نکنید مربیانی مانند فرگوسن، آلاردایس و ردنپ به خوردن آبجو و داد زدن در حال تماشای مسابقه اسب دوانی یا کریکت افتخار می کردند)، تاثیری در سرنوشت حرفه ای او گذاشته باشد. در دانشکده اقتصاد احتمالا ونگر دقیقا با مبانی اقتصادی آشنا شده بود که رویکردی را توصیه می کردند. درست برخلاف آنچه او در آرسنال پیاده کرد.

سیاست اقتصادی ونگر در آرسنال بر اساس تعدیل و نزدیک کردن نرخ حقوق تنظیم شده بود؛ اختلاف دستمزد میان بازیکنان نباید از میزان معینی بیشتر باشد. تفاوت دستمزد میان ستاره اول تیم و یک بازیکن جوان نیمکت نشین نباید آنقدر زیاد باشد که به ایجاد یک شکاف طبقاتی جدی میان بازیکنان منجر شود. ونگر معتقد بود این رویکرد مقتصدانه یک حسن بزرگ دارد؛ تبدیل کردن تیم به یک مجموعه هم دل و نزدیک هم که می توانند فوتبال مبتنی بر پاس های متعدد و سریع او را به خوبی اجرا کنند.قدر مسلم این رویکرد سوسیالیستی جذابیت باشگاه را برای فوق ستاره ها کاهش می داد (فراموش نکنید تقریبا تمام ستارگانی که از آرسنال ونگر جدا شدند، در باشگاه های جدیدشان دستمزدهایی به مراتب بیشتر از دستمزدشان در آرسنال گرفتند) اما در عوض باعث می شد باشگاه برای استعدادهای جوان مکانی ایده آل باشد. ونگر مدعی بود با اعمال همین انضباط مالی در کنار کم کردن کلی هزینه ها می تواند به صورت مداوم ارتش ذخیره ای از بازیکنان برای جایگزینی ستاره هایی که به دنبال دستمزد بیشتر کوچ می کنند، داشته باشد؛

چیزی که امروز سیاست پرورش و فروش بازیکنان جوان نامیده می شود، حاصل همین رویکرد مقتصدانه است. ونگر چقدر می توانست به این سیاست وفادار بماند؟ احتمالا بسیار کم مسئله این است که در فوتبال روز اروپا سن ستارگان به سرعت در حال پایین آمدن است و ارتش ذخیره ارزان قیمتی که ونگر به عنوان بدیل سیستم ستارته سالار در ذهن داشت عملا دیگر وجود ندارد. خود اوبرای جذب بازیکنانی مثل مسموت اوزیل و الکسیس سانچز ناچار شد تا حدود زیادی این انضباط مالی را نادیده بگیرد اما به هر حال آرسنال ونگر هنوز هم می تواند یک نمونه قابل ذکر از بدیل فوتبال سرمایه سالار حاضر حاضر اروپا باشد؛ یکی از آخرین سنگرهای مقاومت.

بدرود آرسن ...

۳٫ در ایران

ونگر: دراماتیست

احتمالا هیچ کدام از دو ونگر بالا برای یک هوادار فوتبال ایرانی چندان معنی دار نخواهد بود. پرچم فوتبال ایرانی که از همان آغاز با بادهای غربی به اهتزاز در آمده، تقریبا همیشه با رویی گشاده به استقبال مربیان خارجی رفته است. ضمن آن که به یمن حضور دولت، مناسبات مالی فوتبال ایران به قدری کاتوره ای است که گفتن از یک سیاست مالی مقتصدانه مطلقا بی معناست. ونگری که ما از پشت صفحه تلویزیون تماشا می کردیم، فارغ از این جایگاه تاریخی هم صاحب معنا بود. معنایی که قدر مسلم برای یک هوادار انگلیسی درک نشدنی بود. به همان اندازه درک نشدنی که خود تماشای فوتبال از پشت صحنه تلویزیون.

در دنیای درام فوتبال، آرسن ونگر و تیمش بیش از همه به چیزی شبیه بودند که ما دوست داشتیم باشیم؛ تیم کوچکی که بزرگ ها را عاصی می کند. بازیکنان جوانی که ستاره های منچستریونایتد را آزار می دهند و از سریر قدرت به زیر می کشند. اقتدار آهنین تیم کهکشانی ها را در زمین خودشان به سخره می گیرند. با فوتبال سرزنده و شوخ طبعانه شان قدرت های جا افتاده قدیمی را به دردسر می اندازند و در یک کلام فوتبال را «بازی» می کنند.

به نظر می رسید فوتبال شغل آنها نیست، بلکه بازی کوچکی است که عصرها آن را برای سرگرم کردن ما علم می کنند. به نظر می رسید آنها برای هواداران قدیمی شان در انگلستان بازی نمی کنند. آنها طوری بازی می کردند که ما باور می کردیم می دانند که نوجوانانی در یک سرزمین سیاه و سفید به پاهای آنها خیره شده اند. هواداران این ونگر سوم بسیار کمتر از دو ونگر قبلی بودند. اما همین تعداد کم بودند که هرگز در هیچ گوشه از قلب شان پرچم های «ونگر اوت» را بلند نکردند. فقط همان ها بودند که با شنیدن خبر خداحافظی او اشک ریختند. آنها برای آرسن ونگر دل تنگ خواهند شد؛ برای مردی که فوتبال را فقط برای آنها ترتیب می داد.

[ad_2]