به یاد محمدعلی سپانلو؛ شاعر تبعیدی در وطن

[ad_1]

روزنامه قانون – بیتا محسنی: ساعت ۹ صبح به تاریخ سه شنبه ۲۹ آبان به بهانه زادروز شاعر تبعید در وطن،محمدعلی سپانلو راهی پس كوچه های تهران می شوم.تهران،بیوه ای افسانه ای كه هم گرد و غبار از كهنگی تاریخ به رخسار دارد و هم بزك مدرن شدن را!

از خیابان میرداماد می گذرم وزیر لب زمزمه می كنم: بلوار میرداماد، با لحظه‌های آزاد ۵۰ سال دیگر، از ما می آورد یاد… قدم های كوتاهم، سنگفرش های كهنه این شهر را می‌شمارد.

در حالی كه یكی از آخرین كتاب های سپانلو را با آن جلد سه رنگش، میان دست هایم می‌فشارم،تصویر خموده شاعر میان انگشت‌هایم گم می‌شود.«قایق سواری در تهران»،شاعرانه‌ای که به قول سیمین دانشور واقعیت را با وهم و رویا در هم می‌آمیزد.

شعرهایی پر از خیال و تصویرهای بدیع؛پر از رنگ و نور و صد البته پر از تهران!

اسطوره غبارآلود شعر

سفر در زمان، ۷۸ سال پیش،تهران!

زاده آبان،۱۹ سال پس از آغاز قرن خورشیدی، در تهران، شرق تهران، خیابان ری، کوچه‎ آصف بود.

سپان با مجله‌ تهران مصور و ترقی، با قصه‌های مادر بزرگ و کتاب‌هایی که پدر كارمندش از شاهنامه تا سعدی و نظامی و قصه‌هایی که بلد بود برایش می خواند، بزرگ شد.

سال های كودكی این چنین در ذهن شاعر نقش بسته بود:«من بچه‌ اول بودم پدرم برای این کارها حوصله داشت. نقاشی و نوشتن را پیش از رفتن به مدرسه به من یاد داد. با یادداشت‌ها و خاطره‌هایی از آن دوره بار آمدم.

حافظه‌ گاهی مزاحم دارم که همه چیز را حفظ می‌کند. شاید بتوانم بعضی از تم‌های سمفونیک را با دهنم بزنم اما اغلب آهنگ‌های کوچه و بازار را هم بلدم.

بهترین مدرسه‌ای که بعد از سه سال رفتم مدرسه‌ رازی بود، دوره‌ سیکل ادبی را در مدرسه‌ دارالفنون گذراندم که در شکل‌گیری شخصیت من بسیار تاثیر داشت.

من در مدرسه دارالفنون یکی از شاگردان خوب ادبیات بودم و زین‌العابدین موتمن یکی از سه، چهار معلم عالی دارالفنون بود. کلاس انشایش در مدرسه غوغا بود.

آشوری، بیضایی، نادر ابراهیمی، نوذر پرنگ وعباس پهلوان کلاس بالاترهای ما بودند. من و احمدرضا(احمدی) هم پایین‌تر بودیم. ما می‌شنیدیم که یکی از کلاس بالایی‎ها این هفته یکی از این‌ها جواب انشای آن دیگری را می‌دهد.

دارالفنون این امکان را به ما می‌داد که کلاس خودمان را تعطیل کنیم و سر کلاس آن‌ها برویم. اما من حس کردم اگر ادبیات را دوست دارم بهتر است که از آن فاصله بگیرم. تمام دنیا هم غیر از برخی، بزرگ‌ترین نویسنده‌ها از دانشکده طب یا حقوق آمدند.

گابریل گارسیا مارکز و پل استر هم حقوق خوانده‌اند. همان سال که مدرسه تمام شد، در کنکور شرکت کردم.در دوره ای كه كنكور سخت‌ترین روزهای خود را می گذراند و تمام ایران بود و یک دانشگاه تهران.

کل رشته‌ها هزار نفر ورودی داشتند و قبولی در دانشگاه آنقدر مهم بود که برخی کارت چاپ می‌کردند «فلانی دانشجو». من توانستم علاوه بر دانشکده ادبیات، در دانشکده حقوق هم قبول شوم».

اسطوره غبارآلود شعر

اما در ابتدا حقوق را انتخاب كرد و از عشق دیرینه خود ادبیات پارسی،فاصله گرفت چراكه معتقد بود دانشکده حقوق و دانشکده طب بیش از دانشکده ادبیات به ادبیات ایران خدمت کردند.

مصداق این مدعا همقطاران نویسنده‌اش در دانشكده حقوق بودند.غلامحسین صادقی، تقی مدرسی، بهرام صادقی و… سپان در همان دانشكده حقوق شاعر شد!

روزی كه به دلایل امنیتی،ماموران پلیس رژیم سابق،به دانشگاه حمله كرده بودند،سپانلو در میانه غائله زخمی شد و همان روز با سر شكسته در بیمارستان،كاغذی برداشت،نوشت و شاعر شد!

بعد از لیسانس هوای مستقل شدن به سرش زد و شتابان به سمت متن زندگی دوید.

تحصیلات تمام شد و به خدمت سربازی رفت.به اصفهان،شهری که با نام آورانی چون هوشنگ گلشیری و محمد حقوقی در جُنگ اصفهان آشنا شد.

قبل از گذراندن دوره سربازی نیز اولین کتابش منتشر شد. ترجمه نمایشنامه «درمحاصره» آلبرکامو که در چاپ دوم«شهربندان» نام گرفت.

اولین کتاب شعر او هم در دوره‌ مرکز توپخانه اصفهان با نام «آه بیابان» در نشر طرفه منتشر شد.

طرفه انتشاراتی بود که سپان و دوستانش از جمله احمدرضا احمدی، اکبر رادی، بهرام بیضایی، مهردادصمدی، اسماعیل نوری‌علا، نادر ابراهیمی و چند نفر دیگر راه اندازی كرده بودند.

«نفری ۱۰۰ تومان گذاشتیم و انتشارات را راه انداختیم. آن زمان با ۶۰۰ تومان می‌شد کتاب حدود ۹۰ صفحه‎ای چاپ کرد. با ۱۲۰۰ تومان شروع کردیم به چاپ کتاب. کتاب‌های منتشرشده را امانت می‌گذاشتیم پیش کتاب فروش‌ها و هفته‌ای یک‌بار یک نفر می‌رفت می‌دید چقدر فروخته‌اند و مبلغ فروش را جمع می‌کرد.

بعد از کم شدن کسر ۲۵ درصدی کتاب فروش‌ها، وقتی پول‌ نزدیک ۶۰۰ تومان می‌شد یک کتاب دیگر منتشر‌می‌کردیم».

نوبت او هم رسید و یک کتاب ۹۶ صفحه‌ای با نام «آه بیابان» منتشر کرد و این نشانه‌ ورود جدی او به عرصه شاعری بود.

بعد هم گیر و دار زندگی پیش آمد.شاید دو،سه کتاب منتشر کرده بود که ازدواج کرد و بلافاصله بچه‌دار شد. همه چیز روی دور تند افتاده بود،به قول خود سپانلو «همین‌طور تند و تند چاپار دو اسبه می‌رفتیم. نسل ما همین‎طور شتابناک مسیر را طی کرد. لیسانس، سربازی، افسرتوپخانه، ازدواج و بچه‌دار شدن،حتی زندان.

شاید این شتاب‌ها یک جور پیری و پختگی زودرس به آدم می‌دهد. وقتی شما هنوز این مسیر‌ها را طی نکرده‌اید، هنوز تجربه مستقیم ندارید».

از دو راهی انتخاب تا اسطوره سازی تهران

اما سپانلو در عرصه جدی زندگی و كار،تصمیم گرفت شاعری را انتخاب کند نه داستان نویسی را.چراكه معتقد بود وقتی یک داستان ۱۰ صفحه‎ای نوشته می شود آن را یك داستان كوتاه قلمداد می كنند.

اما وقتی یک شعر ۱۰ صفحه‎ای نوشته می شود،واژه ها ارزش یك شعر بلند را پیدا می‌كنند!تاكنون بیش از ۶۰ عنوان کتاب از او چاپ شده که ۲۲ تا از آن ها شعر هستند.انگار سپان در شعرهایش می‌توانست نفس بگیرد و خستگی در کند.

شاید آن تمایلات داستان‎سرایی و رمان را در شعرهایش تزریق می كرداما برای گذران زندگی شروع به ترجمه آثار فرانسوی كرد.از آلبر كامو شاعر قرن بیستم فرانسه كه سپان خود مرید سبك اشعار او بود و او را معلم زندگی می دانست.

صدای گیرای سپانلو،چند صباحی نیز مهمان امواج رادیویی بود.زمانی كه همزمان با اشتغال در رادیو، در مجله «فردوسی» نیز مطالبی به چاپ‌می‌رساند.

از جمله اتفاقات جالبی که در دوره فعالیت سپانلو رخ داد، مصاحبه وی با آگاتا گریستی نویسنده جنایی بود.

سپانلو را شاعر تهران می‌خوانند؛شهری كه در اكثر شعرهای سپانلو ریشه دوانیده است.این علاقه به حدی بوده که او در آثارش همواره تهران را به اسطوره تبدیل کرده است.

این ویژگی در آثار«خانم زمان»،«هیکل تاریک» و «قایق سواری در تهران» متجلی است.از جمله دیگر آثار وی در زمینه شعر،می توان به «خاک»، «رگبارها»،«پیاده روها»، «سندباد غایب»،«هجوم» ،«نبض وطنم را می گیرم» و «ساعت امید» اشاره کرد.

علاوه بر این دست فعالیت‌ها، محمد علی سپانلو تجربه بازیگری نیز داشته است. او در سال ۸۰ در فیلم سینمایی «رخساره» به کارگردانی راما قویدل در مقابل میترا حجار بازی کرد.

اسطوره غبارآلود شعر

این در حالی است که او فیلم های دیگری چون «شناسایی» به کارگردانی محمدرضا اعلامی،«ستارخان» به کارگردانی علی حاتمی و «آرامش در حضور دیگران» از ناصر تقوایی نقش آفرینی کرده است.از جمله افتخارات این شاعر برجسته می‌توان به دریافت جایزه شوالیه شعر فرانسه وجایزه شعر ماکس ژاکوب فرانسه اشاره کرد.

نام تمام مردگان یحیی است!

سپانلو دراردیبهشت ۹۴ به علت سرطان در بیمارستان سجاد چشم از گیتی فرو بست. چه کسی تصور می کرد او که متولد پاییز بود، در بهاری از کنار زندگی عبور کند که در پاییزدو دهه پیش از آن دوستانش رفته بودند و نام سپانلو که اگر در همان پاییز متوقف شده بود، آذر خونینی در فهرست بود که برای حذف دگراندیشان تهیه کرده بودند.

عجیب آنکه دست تقدیر در بهار او را از ادبیات ایران گرفت. هم خانه و وصی‌اش مهدی اخوت جایی می‌گفت: « هنوز در خانه حسش می‌کنم؛ گاهی روی برمی‌گردانم و ازش سوالی می‌پرسم اما متوجه می‌شوم که نیست!»

این جست و جو ،سپان را در عین آشنایی به من باز شناساند!شاعری با خلاقیت عالی، تخیلی قوی و تصویر پردازی آگاه.شاعری که تهران را دوست داشت و تهران هم او را!

این شهر دوست داشتنی بی کرانه؛ شهری که تمام خیابان هایش‌زیبا و خاطره انگیزند.

سپان دینش را به شهرش ادا كرد،شاعری از آن نسل درخشان كه كم كم دارند تمام می شوند و شهری كه آرام آرام زیر گام های زمان دارد فراموش می‌شود و همه چیز را فراموش می كند،حتی مردمانی را كه روزگاری عاشقانه دوستش داشتند و محمد علی سپانلو كه این چنین مرگش را تصویر كرد:«هر شب در این کشور،ما رفتگان با برف و بوران باز می گردیم…»

اسطوره غبارآلود شعر

[ad_2]

چهره‌های شناخته‌شده‌ای که خادم الرضا (ع) هستند

[ad_1]

روزنامه جام جم: دهه آخرصفر، مشهد پر می‌شود از هوای خدمت به زائران پیاده؛ خدمتی كه وقت و زمان و پیرو جوان نمی‌شناسد،همه شهر، یكپارچه عزادار سرورشان آقا علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام هستند.

خراسان رضوی یكپارچه مهمانخانه و موكب می‌شود، برای پذیرایی از زائران دل‌سوخته‌ای كه از راه‌های دور و نزدیك به زیارت امام رئوف علیه‌السلام طلبیده شده‌اند. رهروانی كه در فراز و نشیب جاده‌ها، به لحظه دیدار گنبد و بارگاه حضرت ضامن آهو دل‌ سپرده‌اند و همت عاشقانه، بدرقه راهشان شده تا در این ایام سوگواری برای ادای نذرشان یا استجابت آرزوهایشان در شهر شهادت باشند.

عده‌ای اما نذر خدمت دارند، از گوشه و كنار این سرزمین بزرگ، فصل میزبانی كه می‌رسد دست از خانه و كاشانه می‌كشند و جان و تن را نثار خادمی آستان هشتمین سبط نبی می‌كنند تا شاید رضای رضا علیه‌السلام شامل حالشان شود. پیر و جوان، بزرگ وكوچك، مشهور یا غیرمشهور، خدمت به بارگاه شمس توس، افتخار هر عاشقی و دل‌شیفه‌ای است.

چهره‌های شناخته‌شده و محبوب در همه عرصه‌ها؛ تهیه‌كننده و بازیگر، شاعر و خواننده، ورزشكار و قهرمان، نویسنده و خطاط، همه و همه یك‌ فصل مشترك دارند، ارادت بی‌مانند به سرور خوبان رضا علیه‌السلام…

مفتخرم به خادمی امام هشتم علیه‌السلام

مهران رجبی، بازیگر دوست‌داشتنی و محبوب سینما و تلویزیون درباره طرح همه خادم‌الرضائیم می‌گوید: افتخاری است برای من كه با پیوستن به این طرح ارزشمند خادم افتخاری امام هشتم علیه‌السلام باشم.

وی با بیان این‌كه حضور مضجع منور امام رضاعلیه‌السلام واقعا برای ما ایرانیان یك نعمت و باعث مباهات است، ادامه می‌دهد: هر ایرانی از هر جای كشور كه به مشكلی برمی‌خورد به زیارت امام هشتم علیه‌السلام می‌آید و حاجت خود را از این امام مهربان می‌گیرد.

خدمت برای رضای رضا

این بازیگر مطرح كشور با اشاره به این‌كه ایران و مشهد مقدس به واسطه امام رضا علیه‌السلام برای شیعیان جهان شناخته‌شده است، تصریح می‌كند: همه دلدادگان و عاشقان ثامن‌الحجج علیه‌السلام از سراسر دنیا برای حل مشكلات خود به حضرت متوسل می‌شوند و این آقای بزرگوار، پاسخ همه دعاها و آرزوها را می‌دهد.


خدمت به آقا نشان افتخاری برای عاشقان ولایت است

رضا رویگری، هنرمند محبوب و بازیگر نام‌آشنای تلویزیون و سینما نیز فرصت خدمت به زائران بارگاه منور رضوی را یك نعمت ارزشمند و نشان افتخاری برای هر شیعه و محب اهل‌بیت علیهم‌السلام دانسته و می‌گوید: بی‌شك وجود پاره تن نبی در سرزمین خراسان، منشأ خیر و بركات فراوانی است كه همه ایرانیان از نور وجود این امام رئوف علیه‌السلام بهره‌مند می‌شوند.

خدمت برای رضای رضا

وی ادامه می‌دهد: اجرای طرح‌های ارزشمندی مثل طرح «همه خادم‌الرضائیم»، فرصت خادمی را برای عاشقان به خدمت در بارگاه منور ثامن‌الحجج علیه‌السلام و حریم رضوی فراهم می‌آورد و باعث می‌شودارادتمندان به حضرت بتوانند از هر جای كشور و با هر وسع وتوان به جمع خدمتگزاران به زائران آقا بپیوندند.


خدمتگزاری آقا برای من خاطره بوده است

حسین بادامكی، بازیكن مشهدی فوتبال كه سابقه بازی در تیم‌های ابومسلم و پرسپولیس تهران، را در كارنامه خود دارد بیان می‌كند: هرساله سعی می‌كنم در دهه آخر صفر همزمان با شهادت امام رضا علیه‌السلام كه شهر مشهد مملو از زائران عزادار می‌شود در جمع خدمتگزاران به زائران حضرت حضور داشته باشم.

وی با بیان این‌كه در سال‌های گذشته توفیق خدمت‌رسانی در ایستگاه‌های استقبال از زائر را داشته‌ام ادامه می‌دهد: در این چند سال كه لایق آن بوده و خدمتی به زائران آقا داشته‌ام هرچه دیده‌ام برایم خاطره است؛ خاطراتی كه هركدام دنیای از معنویت را برای من به همراه داشته‌اند.

خدمت برای رضای رضا

این بازیكن مشهدی می‌افزاید: از حضور زائران پیر گرفته تا كودك شیرخواره، هیچ‌گاه این صحنه‌ها از جلو چشمانم محو نمی‌شود. زائران پیاده‌ای را دیدم كه فرسنگ‌ها مسیر شهر بهشت را با تمامی سختی‌ها، در هوای سرد به عشق علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام می‌آمدند.


موفقیتم را مدیون امام رضا هستم

محمد دانشور، قهرمان طلایی دوچرخه‌سواری كشور، سفیر ورزشی رضوی، از فرزندان سرزمین خورشید، مشهدالرضاست.

او كسب مدال‌های طلایی آسیا و جهان را حاصل سرسختی و توسلش به امام رضا(ع) این قهرمان دوچرخه‌سواری پیوستن به طرح «همه خادم‌الرضائیم» و كسب نشان خادمی حضرت را برای خود افتخاری می‌داند و عنوان می‌كند: با سرسختی و كمترین امكانات به موفقیت دست‌ یافتم و صد درصد مطمئنم توكلم بر امام رضا (ع) بود كه این نتایج را برای من رقم زد.

خدمت برای رضای رضا

دانشور به‌عنوان درد دل با آقا این‌گونه می‌گوید: «سلام آقای مهربان؛ دلم می‌خواهد كبوتروار گرد گنبدت بگردم؛ آقای مهربانم؛ پله‌های موفقیتم را با عنایت و لطف شما طی كردم؛ یا ثامن‌الحجج علیه‌السلام مرا بپذیر كه بی‌قرار حریم و حرمتان هستم.»


هر جای دنیا می‌توان خادم امام رضا بود

محسن تركی، داور بین‌المللی فوتبال نیز ضمن پیوستن به طرح همه خادم الرضائیم می‌گوید: هر فردی در هر جایگاهی كه هست، با هر لباس و شغلی كه دارد و در هر جای دنیا اگر به هر انسانی كه قصدش زیارت آقاست خدمت كند، خادم امام رضا علیه‌السلام است.

این داور مشهدی همچنین با تأكید بر این‌كه خادم افتخاری علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام بودن مستلزم این نیست كه فقط در حرم امام رضا(ع) خدمت‌رسانی كنند، بیان می‌كند: به عقیده من تمامی مردم مشهد می‌توانند خادم افتخاری حضرت باشند، حتی با دادن یك نشانی به زائری كه شهر مشهد را نمی‌شناسد می‌توانند گرهی از كار آن زائر باز و خدمتی به آنها كنند.

خدمت برای رضای رضا

وی عنوان می‌كند: هرساله در ایام آخر صفر در شهر مشهد که مملو از جمعیت زائران پیاده می‌شود حضور دارم، با چشمان خودم عشق و ارادتی را كه خادمان افتخاری امام‌هشتم علیه‌السلام در ایستگاه‌های استقبال از زائر به زائران پیاده انجام می‌دهند نظاره كرده‌ام.

تركی می‌گوید: در این ایام خدمتگزاران زیادی را دیده‌ام كه در همه اصناف و شغل‌ها باهر لباسی، خالصانه و با ارادت به زائران پیاده حضرت خدمت می‌كردند.


با عشق و ارادت به زائران خدمت‌ می‌كنم

جبار قوچان‌نژاد، سرمربی تیم والیبال پیام خراسان نیز در وصف حس و حال تشرف به حرم مطهر رضوی می‌گوید: زیارت امام رضا علیه‌السلام و دیدن صحن و سرای آقا به جان‌ ودل صفا می‌دهد. هرزمانی كه به زیارت آقا مشرف می‌شوم احساس قدرت می‌كنم و دل و روحم جان دوباره می‌گیرد. وی خدمت به زائران آقا را یك افتخار می‌داند و ادامه می‌دهد: درسال‌های گذشته به‌عنوان یك شهروند مشهدی توفیق پیدا كرده‌ام كه در ایستگاه‌های استقبال از زائر به زائران پیاده خدمت‌رسانی كنم.

خدمت برای رضای رضا

قوچان‌نژاد با پیوستن به كمپین همه خادم‌الرضائیم خاطرنشان می‌كند: امسال هم طبق سال‌های گذشته اگر امكان آن فراهم شود، حتما در ایستگاه‌های استقبال از زائر حضور پیدامی‌كنم و با عشق و ارادت به زائران آقا خدمت‌رسانی می‌كنم.


بركت زندگی‌ام را مدیون امام رضا هستم

حسن بشكوفه، تهیه‌كننده مطرح سینما نیز با پیوستن به جمع «خادمیاران رضوی» می‌گوید: از كودكی عاشق و دلباخته امام رضا علیه‌السلام بودم و لطف آقا همیشه شامل حالم شده است.

این هنرمند نام‌آشنا كه آثاری همچون سریال تلویزیونی «پهلوانان نمی‌میرند»، «مدار صفر درجه» و «شب دهم» را در كارنامه كاری خود دارد،می‌گوید: از كودكی همواره به پابوسی امام رضا علیه‌السلام می‌آمدیم، عشق و علاقه بسیاری به ایشان دارم و معتقدم هر چه دارم از آقا دارم.

خدمت برای رضای رضا

وی از این‌كه خادم افتخاری حریم رضوی شود بسیار ابراز خرسندی می‌كند و می‌گوید: بسیاری آرزو دارند كه حتی یك ساعت خادم آقا باشند و من نیز خوشحالم كه با پیوستن به طرح همه خادم‌الرضائیم این توفیق نصیب من شده است تا بتوانم خدمتی هر چند كوتاه، به زائران حضرت داشته باشم.

بشكوفه با بیان این‌كه هرسال برای زیارت به مشهد مقدس می‌آید، می‌گوید: همیشه و در همه حال لطف امام رضا علیه‌السلام را در زندگی‌ام دیده‌ام و این را مدیون آقا هستم.


همه خادم‌الرضائیم

فرقی ندارد وسع و توان شما چقدر است. اینجا فرصت خدمت برای همه مهیاست. با كمك به برپایی ایستگاه‌های استقبال از زائران پیاده در مسیرهای منتهی به حرم مطهر رضوی، با نذورات نقدی و غیرنقدی برای تهیه اقلام مورد نیاز زائران پیاده مانند مواد غذایی، وسایل گرمایشی، پتو، پوشاك، اقلام فرهنگی و …، با صرف ساعتی از وقت روزانه برای ارائه خدمت در ایستگاه‌های استقبال از زائران مانند واكس، پذیرایی، خدمات پرستاری و پزشكی، خیاطی، خدمات ویلچر، تعمیرات كفش، آمارگیری و سرشماری، انتظامات مسیر، نظافت و…. با اسكان زائران در منازل یا تأمین خودرو برای انتقال زائران و خادم‌یاران. با مشاور مذهبی، فرهنگی و خانواده، خدمات فرهنگی و آموزشی به كودكان زائران یا حتی خدمات رسانه‌ای مانند تولید گزارش یا طراحی یك پوستر یا عكس نوشت.

خدمت برای رضای رضا

[ad_2]