زندگینامه خواجه نصیرالدین طوسی، مهندس ایران زمین

[ad_1]

وب‌سایت پرورش افکار: خواجه نصرالدین طوسی یکی از سرشناس‌ ترین و متنفذترین شخصیت‌ های تاریخ جریان های فکری اسلامی‌ می باشد. علوم دینی و عقلی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت طبیعی را نزد دایی اش آموخت. وی تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رساند و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته آوازه یافت.

در زندگی نامه خواجه نصیرالدین طوسی اینگونه آمده است که: خـواجه نصیر الدیـن طوسى، روز شنبه یازدهـم جمادى الاول سال ۵۹۷ هـ.ق در شهر طوس خراسان دیده به جهان گشـود نام او محمد، کنیه اش (ابو جعفر ) لقبش (نصیر الدین) (محقق طوسى) (استاد البشر) و شهرتـش (خـواجه) است.

زندگینامه خواجه نصیرالدین طوسی

آموخته ها خواجه نصرالدین طوسی

خواجه نصیر الدیـن ایام کودکى و جـوانى خود را در طوس خراسان گذراند، و دروس مقدماتى از قبیل خواندن و نوشتن، قرائت قرآن، قـواعد زبان عربـى و فارسى، معانى و بیان و مقدارى از علـوم منقـول از قبیل حدیث و … را نزد پدر روحانى خودش محمد بن حسن طـوسى فراگرفت در این ایام خواجه نصرالدین طوسی از مادرش در یادگیرى خواندن قرآن و متون فارسى استفاده مى کرد .

خواجه بعد از طى دوره سطح عالى در نیشابـور و برای ادامه تحصیل به شهر رى و از آنجا به قم و بعد از مدتی راهى اصفهان شد، لیکن در اصفهان استادى که بتـواند از او استفاده نماید، نیافت بعد از اندک مدتى به عراق مهاجرت نمود در عراق علـم فقه را فراگرفته و در سال ۶۱۹ هـ ق، موفق به اخذ درجه اجتهاد و اجازه روایت از معین الدیـن گشت خواجه در عراق در درس اصـول فقه علامه حلى حاضر گشت، وى نیز متقـابلاً در درس حکمت خواجه شرکت مى نمود ایـن سنت حسنه تاکنون در حـوزه ها باقى است و استاد و شاگرد به فراخـور معلومات علمى یکـدیگر از هم استفاده مى کنند و نهایت تـواضع و فروتنـى را براى کسب علـم از خود نشان مى دهند.

خواجه نصرالدین طوسی سپـس در موصل نجوم و ریاضى را آموخت، به ایـن ترتیب خواجه نصرالدین طوسی نصیر دوران تحصیل خـود را پشت سر گذاشت و بعد از مدتها دورى از وطـن و خـانـواده قصـد عزیمت به خـراسـان کرد.

گفتار بزرگان در مورد خواجه نصرالدین طوسی

علامه حلى از شاگردان بر جسته خواجه که از بزرگترین علماى مذهب تشیع است درباره خصوصیات اخلاقى استادش مى گوید: خواجه بزرگوار در علوم عقلى و نقلى تصنیفات بسیار دارد و در علوم اسلامى بر طریقه مذهب شیعه کتاب ها نوشت او شریف ترین دانشمندى بود که من در عمرم دیدم.

(ابن فوطى) یکى از شاگردان حنبلى مذهب خواجه نصیر در خصوص اخلاق استادش مى نویسد: خواجه مردى فاضل و کریم الاخلاق و نیکو سیرت و فروتن بود و هیچگاه از درخواست کسى دلتنگ نمیشد و حاجتمندى را رد نمىکرد و برخورد او با همه با خوش رویى بود.

زندگینامه خواجه نصیرالدین طوسی

(ابن شاکر) یکى دیگر از مورخان اهل بیت است که اخلاق خواجه را چنین توصیف مى کند: خواجه بسیار نیکو صورت، خوش رو، کریم، سخى، بردبار، خوش معاشرت، زیرک و با فراست بود و یکى از سیاستمداران روزگار به شمار مى رفت.

(جرجى زیدان) درباره خواجه چنین مى نویسد: علم و حکمت به دست این ایرانى در دورترین نقطه هاى بلاد مغول رفت تو گویى نور تابان بود در تیره شامى.

برو کلمن آلمانى در کتاب تاریخ ادبیات راجع به قرن هفتم مى نویسد : مشهورترین علما و مؤلفین این عصر مطلقاً و بدون شک نصیر الدین طوسى است.

در کتاب تحفه الاحباب محدث قمى، صاحب مفاتیح الجنان، در مورد خواجه نصیر مى نویسد : نصیر المله و الدین، سلطان الحکماء و المتکلمین، فخر الشیعه و حجه الفرقه الناجیه استاد البشر و العقل الحادى عشر.

خصوصیات اخلاقی خواجه نصرالدین طوسی

خواجه نصرالدین طوسی را نمى توان یک دانشمند محصور در قلم و کتاب به شمار آورد او هرگز زندگى خویش را در مفاهیم و واژه ها خلاصه نکرد آنجا که پاى اخلاق و انسانیت به میان مىآمد، او ارزش هاى الهى و اسلامى را بر همه چیز ترجیح مىداد خواجه از زندان نفس و خود خواهى رها گشته بود زندانى که با علم و دانش نتوان از آن بیرون آمد بلکه رهایى از آن ایمان به خداوند متعال و تقوا و عمل صالح لازم دارد با وجود اینکه بیش از هفت قرن از عصر خواجه مى گذرد ولى هنوز سخن او، رفتار او و دانش او، زینت بخش مجالس و محافل اهل علم و دانش مى باشد.

فعالیت خواجه نصرالدین طوسی

چندى از فتح بغداد نگذشته بود، که هلاکو خواجه را به ساختن رصد خانه تشویق کرد هلاکو کلیه موقوفات را به خواجه نصرالدین طوسی واگذار کرد تا ۱۱۰ آنها را به مصرف رصد خانه برساند.

خواجه به امر هلاکو، مشاهیر، حکما و منجمان را به مراغه احضار کرد رصد خانه مراغه در سال ۶۵۶ ه. ق، آغاز و در سال ۶۷۲ ه. ق، به اتمام رسید در این رصد خانه از ابزار نجومى که از قلعه الموت و بغداد آورده بودند استفاده گردید خواجه توانست کتابخانه عظیمى در آنجا تأسیس کند تعداد کتب آن را بالغ بر چهار صد هزار جلد نوشته اند.

دوران بازگشت به میهن خواجه نصرالدین طوسی

 

خواجه در بین راه بازگشت به میهن از شهرهاى مختلف عبور کرد و به نیشابور رسید , نیشابور در آن زمان چند بار مورد هجوم قرار گرفته بود و شهر در دست مغولان بود.

خواجه بعد از نیشابور به طرف طوس زادگاه خویش ادامه مسیر داد و از آنحا خود را به قاین رساند تا بعد از سالها به دیدار مادر و خواهرش موفق شود مدتى در قاین اقامت کرده و به تقاضاى اهل شهر امام جماعت مسجد شهر را قبول و به مسائل دینى مردم رسیدگى کرد و اطلاعاتى نیز درباره قوم مغول به دست آورد.

خواجه نصرالدین طوسی در سال ۶۲۸ ه ق، در شهر قاین با دختر فخر الدین نقاش پیمان زناشویى بست و به این ترتیب دوره اى دیگر از زندگى پر فراز و نشیب خواجه آغاز گردید. بعد از چند ماه سکونت در شهر قاین از طرف محتشم قهستان به نام ناصر الدین که مردى فاضل و کریم و دوست دار فلاسفه بود دعوت به قلعه شد او به اتفاق همسرش به قلعه اسماعیلیان رهسپار گردید. قلعه هاى اسماعیلیه بهترین و محکم ترین مکان در برابر حمله مغولها بود.

در این مدت که خواجه نصیر در قلعه قهستان بود بسیار مورد احترام و تکریم قرار مى گرفت و آزادانه به شهر قاین رفت و آمد داشته و به امور مردم رسیدگى مى نمود در همین زمان بود که به در خواست میزبان کتاب (طهاره الاعراق) ابن مسکویه را از عربى به فارسى ترجمه کرد و نام آن را اخلاق ناصرى (به نام میزبان خود) نهاد.

خواجه نصرالدین طوسی حدود ۲۶ سال در قلعه هاى اسماعیلیه به سر برد و در این مدت دست به تألیف و تحریر کتاب هاى متعددى زد از جمله شرح اشارات ابن سینا، اخلاق ناصرى، رساله معینیه، مطلوب المومنین، روضه القلوب، رساله تولى و تبرى و … خواجه در این دوره از زندگانى پر ماجراى خویش از کتابخانه هاى غنى اسماعیلیان بهره ها برد و به علت نبوغ فکرى و دانش و آلایش معروف و سرشناس گشت.

زندگینامه خواجه نصیرالدین طوسی

مغول بیشتر ممالک اسلامى را به اطاعت خود در آورده بود ولى اسماعیلیه و بنى عباس هنوز در قدرت بودند در حالى که سران مغول در فکر یورش به بغداد، مقر بنى عباس، بودند اسماعیلیه ظلم و ستم را از حد گذرانده و فساد آنقدر شدت پیدا کرده بود که کسى طاقت نداشت تا جایى که قاضى شمس الدین قزوینى که عالم و مورد اعتماد مردم قزوین بود از ستم فزون از حد اسماعیلیه به (قا آن )نوه چنگیز خان شکایت برده و طلب کمک نمود تا اینکه (قا آن) برادر کوچک خود هلاکو خان را مأمور سر کوبى قلعه هاى اسماعیلیه کرد. هلاکو خان در سال ۶۵۱ ه ق، با ۱۲۰۰۰ نفر روانه قهستان شد نماینده اى پیش (ناصر الدین) گسیل داشته و او را به قبول اطاعت از خود فرمان داد ناصر الدین که در این زمان پیر و ناتوان شده بود به نزد هلاکو رفت و تسلیم گردید هلاکو هم او را محترم شمرد و به حکومت شهر تون (فردوس کنونى) فرستاد با تسلیم شدن ناصر الدین عملا شکستى در جبهه اسماعلیه رخ داد و مغولان قلعه ها را یکى پس از دیگرى تسخیر کردند.

خواجه نصرالدین طوسی با اطلاع از این جریان دانست که هلاکو مرد خونریزى نیست چون که ناصر الدین را دولت دیگر بخشیده سپس هلاکو دو نماینده نزد (خورشاه) فرستاد و او را به تسلیم شدن خواند، خورشاه با مشورت و صلاح دید خواجه حاضر به قبول اطاعت شد خواجه مذاکراتى با هلاکو داشت و ضمن آن گفت پادشاه نباید از قلعه ها نگران باشد چونکه دلایل نجومى چنان نشان مى دهد که دولت اسماعیلیه در حال سقوط است پیش بینى خواجه درست بود روز شنبه اول ذیقعده سال ۶۵۴ ه ق، با تسلیم شدن خورشاه نقطه پایان بر حکومت اسماعیلیان در ایران گذاشته شد و از آن پس جز نامى از اسماعیلیان در تاریخ باقى نماند خان مغول خواجه را که در جلوگیرى از خونریزى و تسلیم شدن خورشاه نقش بسزایى داشت با احترام پذیرفت و از او تجلیل فراوانى نمود.

وفات خواجه نصرالدین طوسی

۱۸ ماه ذیحجه سال ۶۷۲ ه ق، آسمان بغداد رنگ دیگرى داشت گویى اتفاقى در شرف وقوع است که آرامش را از این شهر بگیرد و مردم را در عزا بنشاند.
با رحلت خواجه نصرالدین طوسی بغداد یکپارچه غرق ماتم شد و اشک ها چون سیلاب از گونه ها جارى گردید، با ارتحال خواجه جهان تشیع بزرگترین حامى خویش را در دستگاه حکومت از دست داد خواجه با احترام خاصى به سوى آستان مقدس امام کاظم (علیه السلام) تشییع و در جوار آن امام همام به خاک سپرده شد.

زندگینامه خواجه نصیرالدین طوسی,زندگینامه دانشمندان

اساتید خواجه نصرالدین طوسی

خواجه نصیر الدین از محضر اساتیدی که از محضرشان بهره مند گردیده است عبارتند از:

  • از محضر دایى بزرگوارش (نور الدین على بن محمد شیعى) .
  • از محضر ریاضى دان معروف آن زمان (محمد حاسب) کسب فیض نموده است.
  • آخرین استادى که خواجه در طوس پیش او تلمذ نمود (عبدالله بن حمزه) دایى پدرش بوده است.
  • درس خارج فقه و حدیث و رجال را در محضر امام سراج الدین کسب علم نمود.
  • فرید الدین داماد نیشابورى دانشمند بزرگ آن عصر بود که خواجه در حضور این استاد اشارات ابن سینا را آموخت.
  • کتاب قانون ابن سینا را از قطب الدین فرا گرفته و در نهایت از محضر عارف نامور شیخ عطار نیشابورى بهره مند گردید.
  • ابو السادات اسعد بن عبد القادر.
  •  خواجه نصیر علم فقه را از محضر (معین الدین سالم) فرا گرفته است.
  • در موصل از محضر (کمال الدین موصلى) نجوم و ریاضى را آموخت.

شاگردان خواجه نصرالدین طوسی

شاگردان بسیاری از محضر خواجه کسب علم نموده اند که معروف ترین آنان را می توان : علامه حلی و ابن فوطى یکى از شاگردان حنبلى مذهب را نام برد.

زندگینامه خواجه نصیرالدین طوسی

آثار خواجه نصیرالدین طوسی

آثار علمى و قلمى فراوانى از خواجه به یادگار مانده که به برخى از آنها اشاره مى گردد.

  •  تجرید العقاید
  • شرح اشارت بو على سینا
  • قواعد العقاید
  • اخلاق ناصرى
  • آغاز و انجام
  • تحریر مجسطى
  • تحریر اقلیدس
  • تجرید المنطق
  • اساس الاقتباس
  • ذیج ایلخانى
  • آداب البحث
  • آداب المتعلمین
  • روضه القلوب
  • اثبات بقاء نفس
  • تجرید الهندسه
  • اثبات جوهر
  • جامع الحساب
  • اثبات عقل
  • جام گیتى نما
  • اثبات واجب الوجود
  • الجبر و الاختیار
  • استخراج تقویم
  • خلافت نامه
  • اختیارات نجوم
  • رساله در کلیات طب
  • ایام و لیالى
  • علم المثلث
  • الاعتقادات
  • شرح اصول کافى

[ad_2]

شاه چقدر از ثروت ایران را با خود برد؟

[ad_1]

روزنامه شهروند: در تاریخ ٢٦ دی ماه ١٣٥٧ سفر طولانی محمدرضا پهلوی و همسرش به همراه خانواده آغاز شد. صبح روز ٢٦ دی ماه، آنها فرودگاه مهرآباد را به مقصد ‏قاهره در مصر ترک کردند. در آن‌جا انور سادات از آنها استقبال کرد. اقامت آنها در مصر چندان نپایید و مجبور شدند تا در ‏‏٢ بهمن به دعوت ملک حسن به مراکش بروند. اما رئیس سازمان امنیت فرانسه به آنها گفته بود که حضور شاه و ملکه باعث ‏دردسر ملک حسن شده و برخی خانواده او را تهدید کرده‌اند. بنابراین، شاه و فرح در ١٠ فروردین ٥٨ مراکش را به مقصد باهاما ‏ترک کردند.‏ آنها در جزیره پارادایس (بهشت) اقامت گزیدند؛ اما به گفته فرح پهلوی، جهنم را در آن‌جا تجربه کردند.

پس از حدود دو ماه شاه و ‏ملکه در تاریخ ٢٠ خرداد ٥٨، باهاما را به مقصد مکزیک ترک کردند.‏ در مکزیک، نیکسون، رئیس‌جمهوری سابق آمریکا به دیدار شاه می‌رود و دیدار دوستانه‌ای با او انجام می‌دهد. شرایط برای سفر ‏درمانی شاه و فرح به آمریکا فراهم می‌شود و آنها ٣٠ مهر ماه ٥٨ به نیویورک می‌روند و از فرودگاه مستقیم به بیمارستان می‌روند. ‏شاه بستری شده و عمل جراحی انجام می‌دهد. پزشکان می‌گویند که او باید دست‌کم ٦ ماه تا یک‌سال و نیم بستری باشد، اما ‏متوجه می‌شوند که شاه نیاز به عمل دیگری دارد.‏ به دنبال تسخیر سفارت آمریکا در تهران، فشارها برای تحویل شاه و فرح به ایران افزایش می‌یابد. قرار می‌شود که محمدرضا ‏پهلوی و فرح به مکزیک بازگردند، اما مکزیک نمی‌پذیرد. در نهایت شاه و همسر تبعیدی‌اش در تاریخ ١١ آذر ٥٨ به تگزاس می‌روند تا در آن‌جا شاه، عمل جراحی انجام دهد.

فرار بزرگ با ثروت افسانه‌ای

اما این اتفاق ‏نمی‌افتد. آنها ناچار می‌شوند تا در ٢٤ آذر ماه برای عمل جراحی به پاناما بروند و عمل جراحی شاه در بیمارستان آمریکایی پاناما ‏انجام شود. باز هم به خاطر اختلافات مقامات و پزشکان بیمارستان، این عمل جراحی کنسل می‌شود. تا این‌که انور سادات ‌ آنها را به قاهره دعوت می‌کند. شاه و ملکه در تاریخ ٣ فروردین ٥٩ پاناما را به مقصد قاهره در مصر ترک ‏می‌کنند و به محض رسیدن به قاهره، شاه به بیمارستان منتقل می‌شود. پس از عمل جراحی، اما در وضع سلامت شاه بهبودی ‏حاصل نشد و درنهایت در ٥ مرداد ٥٩ در بیمارستان قاهره درگذشت.‏

شاه بنا به تجربه فرار پیشین خود در مرداد ١٣٣٢ که خود را بی‌پول یافته بود، در آخرین فرار خود توانست ثروت زیادی را از کشور خارج کند.

این نخستین‌باری نبود که شاه فرار را بر قرار ترجیح می‌داد، اما اگر در ‌سال ١٣٣٢ با کودتایی سیاه، آمریکا مهره دست‌نشانده خود را به کرسی حکومت بازگرداند، در ‌سال ٥٧ دیگر نه جامعه پذیرای سلطنت بود و نه شاه توان رویارویی با موج خروشان انقلابیونی را داشت که به رهبری امام خمینی (ره) خواستار برپایی نظام سیاسی نوینی بر مبنای احکام و قوانین اسلامی بودند.

آوارگی و مرگ تدریجی شاه از ٢٦ دی‌ماه ١٣٥٧ رقم خورد. مقصد نهایی شاه در این سفر آمریکا بود، اما او توقفی پنج‌روزه در مصر داشت که گرفتاری‌های بعدی را برایش پیش آورد.

پس از اقامت چندروزه در اسوان مصر، شاه دعوتنامه‌ای از ملک حسن دوم، پادشاه مراکش دریافت کرد. شاه به گمان این‌که این دعوت هم جزیی از توصیه‌های آمریکا برای آرام‌کردن اوضاع است، به این دعوت پاسخ مثبت داد اما با ورود به مراکش شرایط تغییر کرد. ملک حسن که به اذعان بسیاری از تاریخ‌نویسان به طمع ثروت ٥٠ میلیاردی شاه او را به مراکش دعوت کرده بود با این پاسخ شاه روبه‌رو شد که تمام ثروت او به صد‌میلیون هم نمی‌رسد. ملک حسن از دعوت خود پشیمان شد و بعد از انقلاب در ایران محترمانه عذر او را خواست.

سرانجام دوستان آمریکایی‌اش راکفلر و کیسینجر توانستند جزایر باهاما واقع در غرب اقیانوس اطلس در فاصله‌ای نه‌چندان دور از سواحل فلوریدا را برای اقامت شاه پیدا کنند؛ کشوری دارای ٧٠٠ جزیره، مستقل اما عضو جامعه مشترک‌المنافع انگلستان.

پس از آن که موافقت مقامات باهاما، به‌واسطه پرداخت مبلغ قابل توجهی از حساب شاه نزد بانک راکفلر، جلب شد، شاه با همراهانش و ٣٦٨ چمدان وسایل شخصی با هواپیمای شخصی ملک حسن به سوی باهاما به راه افتادند. چون وضع امنیتی در جزایر توریستی باهاما زیاد مناسب نبود بنا به توصیه راکفلر، شاه، ارمائو یک کارشناس روابط عمومی ‌جوان و چند گارد محافظ هم استخدام کرد. دولت باهاما که در ازای دریافت پول‌های کلان متعهد به محافظت از شاه شده بود، مامورانی را در جلوی راه ورودی ویلای شاه مستقر کرده بود که با دریافت حق ورودیه نفری ١٥ دلار اجازه می‌دادند تورهای توریستی وارد محل شوند و در اطراف ویلای شاه پرسه بزنند و عکس بگیرند. سرانجام کارتر تحت فشار اطرافیانش مجبور شد روز ٢١ اکتبر (٢٩ مهر ١٣٥٨) اجازه مسافرت شاه و همسرش را به آمریکا با ویزای توریستی صادر کند. با اجازه اقامت کوتاه‌مدتی که برای درمان به شاه داده شده بود، شاه با یک هواپیمای کرایه‌ای شرکت گلف استریم به سمت نیویورک حرکت کرد.

فرار بزرگ با ثروت افسانه‌ای

در لحظات اولیه ورود شاه و بستری‌شدنش، رئیس بیمارستان به ملاقات او می‌آید و از شاه برای کمک به تجهیزات بخش سرطان‌شناسی بیمارستان و به‌عنوان شرکت در یک کار خیر، تقاضای یک‌میلیون دلار می‌کند. شاه نیز که با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد، چاره‌ای جز جواب مثبت به این درخواست نداشت. شاه در این بیمارستان به زیر تیغ جراحان رفت و جراحی شد، اما حتی جراحی او هم روندی طبیعی در پیش نگرفت. با وجود آن‌که همه آزمایش‌ها و عکس‌ها حاکی از وضع بد طحال او بود و با وجود اصرار دکتر کولمن، سرطان‌شناس و مامور رسیدگی به وضع شاه، بر خارج ساختن طحال او، جراحان کیسه صفرای او را درآوردند؛ این مسأله بعدا مشکل‌ساز شد، چنانچه مسائل مربوط به طحال موجب مرگ او شد.

اقدام دانشجویان در تسخیر لانه جاسوسی در چهارم نوامبر (١٣ آبان ١٣٥٨) این آرامش مقطعی را از شاه می‌گیرد و این‌بار دولتمردان آمریکایی و علی‌الخصوص کارتر به تکاپوی خارج‌کردن شاه از آمریکا می‌افتند تا به این‌ وسیله برای آزادی گروگان‌های خود بتوانند گشایشی حاصل کنند.

سرانجام تنها کشوری که تحت فشارهای آمریکا حاضر به پناه‌دادن به شاه می‌شود، پاناماست. شاه برخلاف میل باطنی خود، انتخابی جز پاناما را پیش رو نمی‌دید و دولتمردان آمریکایی هم با فرستادن نمایندگانی شاه را مجاب به این سفر می‌کنند. شاه سرانجام صبح روز پانزدهم دسامبر (٢٣ آذر ١٣٥٨) با یک هواپیمای باری c٩ نیروی هوایی آمریکا پایگاه لک لند را به مقصد پاناما ترک کرد و در فرودگاه ‌هاوارد واقع در یکی از پایگاه‌های نظامی ‌آمریکا فرود آمد. میزبان شاه و صادر‌کننده ویزای او رهبر نظامی ‌پاناما عمر توریخوس بود.

شاه وحشت‌زده در پی پناهگاهی می‌گشت و تنها گزینه‌های پیش رو برای او آمریکا و مصر بود. دولت آمریکا حاضر بود در قبال استعفا از سلطنت و به‌عنوان یک شهروند عادی شاه را بپذیرد، اما باد نخوتی که در طول چند دهه در سر شاه فرو رفته بود، یک‌شبه خالی نمی‌شد. هر چند که ممانعت‌هایی از سوی آمریکا برای سفر شاه به مصر صورت گرفت، اما شاه آخرین مقصد خود را مشخص کرده بود.

فرح تقاضای اقامت در مصر را تلفنی با جهان سادات، همسر انور سادات در میان گذاشت. جهان سادات به گرمی‌ از این تقاضا استقبال کرد. انور سادات هم چند دقیقه بعد در تماس با پاناما به شاه می‌گوید که هواپیمای شخصی‌اش را روانه پاناما سیتی خواهد کرد.

بالاخره شاه روز یکشنبه سوم فروردین‌ماه پاناما را به مقصد مصر ترک می‌کند. شاه وضع جسمی ‌خوبی ندارد و با آن‌که چند پتو روی او انداخته‌اند از سرما آشکارا می‌لرزد. هواپیما پس از یک توقف برای سوختگیری در جزایر ازور پرتغال به سوی مصر راه می‌افتد. شاه با استقبال انور سادات و همسرش وارد مصر می‌شود.

شاه بلافاصله با بالگرد از فرودگاه به بیمارستان نظامی ‌معادی در ساحل نیل منتقل می‌شود. چند روز بعد دکتر دو بیکی به همراه تیم پزشکی وارد قاهره می‌شود. شاه روز ٢٨ مارس (٨ فروردین ١٣٥٨ ) تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد و طحال شاه برداشته‌می‌شود. شاه از ٢٨ تیرماه کم‌کم به اغما فرو می‌رود و هر ساعت بی‌هوشی او عمیق‌تر می‌شود تا این‌که در ساعت ٩ صبح ٢٧ ژوییه ١٩٨٠ (٥مرداد ١٣٥٩) مرد.

در مراسم تشییع جنازه او تنها سادات، نیکسون رئیس‌جمهوری سابق آمریکا و کنستانتین پادشاه سابق مصر شرکت کردند. حتی ملک‌ حسین دوست قدیمی ‌شاه که بسیار به او مدیون بود هم زحمت شرکت در این مراسم را به خود نداد و از میان هیأت‌های دیپلماتیک خارجی مقیم مصر تعداد کمی ‌در مراسم حضور یافتند. شاه بنا به وصیت خودش در مسجد الرفاعی در کنار قبر پدرش به خاک سپرده شد.

فرار بزرگ با ثروت افسانه‌ای

املاک خاندان پهلوی در خارج از ایران

علاوه بر آن‌چه از املاک بنیاد پهلوی گفته می‌شود و قصر‌ها و باغ‌هایی که مستقیما به نام محمدرضا پهلوی و خاندان او بود، شاه خارج از کشور نیز املاک بسیاری داشت که می‌توان به گران‌ترین خانه و پارک در حومه لندن، قصر و باغ‌های استیل مانس که ملکه الیزابت دوم در آن‌جا متولد شد، اشاره کرد. همچنین گران‌ترین باغ و ساختمان در ناپل (ایتالیا) متعلق به او بود. شاه در کاپری یک باغ بزرگ و ویلایی مجلل داشت. همچنین در ژنو قصر قدیمی معروف به کاخ گل سرخ را خریده بود و قصر مجللی هم در سنت‌موریس داشت که زمستان‌ها را در آن‌جا می‌گذراند، به‌نحوی که سنت‌موریس سوییس در بین دیپلمات‌های خارجی به پایتخت زمستانی ایران معروف بود!

شاه در‌ سال ١٣٥٠ یک جزیره در اسپانیا به مبلغ ٧٠٠‌میلیون دلار خریداری کرد و در مرکز جزیره یک ساختمان مدرن ساخت و اطراف آن را با دیوارهای مرتفع به سبک قرون وسطی محصور کرد و بقیه اراضی را هم به قطعات چند‌هزار متری تقسیم کرد و به سران نظامی و رجال سیاسی فروخت. طبق نوشته روزنامه «دیلی‌اکسپرس» چاپ لندن مورخ ٢٨ مارس ١٩٧٨، شاه یک ملک بزرگ هم در منطقه کوه‌های راکی آمریکا به قیمت یک‌میلیون پوند انگلیس خریده بود. میزان ثروت و دارایی‌های شاه مخلوع در خارج از کشور به‌حدی بود که تنها اشرف پهلوی، ‌خواهر او در نوروز ‌سال ٥٣ در یک قمارخانه در شهر کن در یک شب ١٥‌میلیون فرانک باخت!

روزنامه فایننشال‌تایمز در گزارشی به‌مناسبت قیام‌های موجود در کشورهای عربی علیه دیکتاتورها، میزان دارایی‌های خارج کرده از سوی دیکتاتورهای فراری از کشورهای مختلف را بررسی و اعلام کرد: محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع ایران ٣٥‌میلیارد دلار دارایی از ایران خارج کرده است.

نگاهی به برخی فعالیت‌های افراد نزدیک به شاه مخلوع بعد از سرنگونی رژیم طاغوت نشان می‌دهد رقم‌ها بیش از این است. به نظر می‌رسد این رقم مربوط به خروج مستقیم دارایی به شکل ارز از کشور باشد و املاک و سهام خاندان پهلوی در خارج از کشور در آن محاسبه نشده است. اسناد و مدارک موجود در ایران نشان می‌دهد بخشی از املاک محمدرضا پهلوی در ایران شامل ٢٢٠ هکتار زمین قبل از خروج او از کشور در‌ سال ٥٧ به فروش رفته و به‌صورت ارز از کشور خارج شده بود. با این‌حال، براساس آمارهایی که روزنامه‌ها و نشریات آمریکایی منتشر کردند، ثروت شاه شبکه پیچیده‌ای از شرکت‌ها، بنیادها، حساب‌های بانکی، زمینی در کوستادل‌سول اسپانیا، ویلایی در سنت‌موریس سوییس که بعدها سیلویو برلوسکونی آن را خرید و املاکی در نقاط مختلف دنیا بود.

قرار بود طبق خواسته شاه، ثروتش به نسبت زیر تقسیم شود: ٢٠‌درصد به فرح دیبا، ۲٠‌درصد به پسر بزرگش رضا، ١٥‌درصد به فرحناز، ١٥‌درصد به لیلا، ٢٠‌درصد به علیرضا پسر دیگر شاه، ٨‌درصد به شهناز و ٢‌درصد به نوه‌اش مهناز زاهدی. ارزش ثروت تقسیم‌شده شاه از ۱۲۰‌میلیون دلار، طبق گفته بعضی وابستگان به خانواده پهلوی، تا ١٠٠‌میلیارد دلار، طبق برآوردهای نیمه‌رسمی، متغیر است. عباس میلانی که به این خاندان نزدیک است، رقمی نزدیک به یک‌میلیارد دلار را نزدیک‌تر به واقعیت می‌داند و هنوز هم مشخص نیست چه میزان از ثروت ایران توسط او و خاندانش به یغما رفته است.

[ad_2]